تبلیغات
به وبلاگ اكسیوم خوش آمدید - معانی كامل لغات زبان فنی رشته برق صنعتی
 
سلام به شما دوست عزیز، به وبلاگـــ اکسیـــوم خوش آمدید

» در این وبلاگ همه چیز پیدا میشه

» جهت اطلاعات بیشتر در مورد هر مطلب "ادامه مطلب" مربوط به آن را کلیک نمائید

» در صورت تمایل این وبلاگ را با عنوان " اکسیـــوم وبلاگی متفاوت " لینک نمائید و اطلاع دهید که من هم شمارو لینک کنم

» از صفحه "سوژه های تصویری" و "ویدیو های وبلاگ" هم دیدن بفرمائید

سوژه های تصویری:
http://axiom.mihanblog.com/extrapage/sozhe

ویدیو های وبلاگ:
http://www.aparat.com/axiom

متشکرم

  :: مدیر وب سایت : محمد رضایی
Axiom
Axiom

No Text


Axiom
شما به این وبلاگـــ چه نمره ای می دهید؟





» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

Axiom
   

W W W . A X I O M . M I H A N B L O G . C O M

..... معانی كامل لغات زبان فنی رشته برق صنعتی .....

تعداد لغات ذخیره شده : 804

معنی لغت
خلاصه‌كردن abbreviate
توانایی ability
بالای above
مطلق absolute
جذب كردن absorb
گیرنده acceptor
لوازم accessories
كامل‌شده،انجام‌شده accomplished
بر‌طبق according
شمردن،حساب‌كردن account
دقت accuracy
درست،دقیق accurate
بدست‌آوردن achieving
بدست‌آوردن acquire
سر‌تاسر across
عمل action
واقعی،حقیقی actual
سازگار‌كردن adapt
اضافی additional
تطبیق adjustment
فایده،مزیت advantage
در‌برابر againt
كشاورزی agricultural
هواپیما aircraft
جبری algebraic
گیرههای‌سوسماری alligator clips
آلیاژ alloy
قبلآ already
متناوب،تناوبی alternating
AC
alternating current
محدود،محاصر‌شده ambient
از‌جمله among
مقدار amount
تقویت‌كننده amplifier
مشابه،مانند analogous
تحلیل analysis
قدیمی ancient
زاویه angle
آند anode
علم‌انسان‌شناسی anthropology
جدا،كنار apart
آشكار،ظاهر apparent
ظاهر‌شدن appear
اسباب،وسیله appliance
كاربرد،استفاده application
به‌كار‌بردن applied
با‌ كمك applying
تقریر‌كردن appreciate
راه approach
تفریبآ approximately
مساحت area
مرتب‌می‌كند arranged
آراستن،در‌صف‌كردن array
به‌طوریكه as
فرض‌كنید assume
به،در at
پیوسته،ضمیمه attached
جذب‌كردن attract
جذب attraction
معین auxiliary
متوسط،میانگین averege
دوری‌كردن‌از avoid
محوری axial
محور،قطب axis
عقب‌افتاه backward
تعادل،توازن balance
میله bar
سد،مانع barrier
مبنا based
اساسی،اصلی basic
بطور‌اساسی basically
بوده been
كشیده‌شده‌اند been pulled
رفتار‌كردن behave
عقب،پشت‌سر behind
زنگ،زنگوله bell
وابسته‌بودن belongs
تعلق‌داشتن belongs
در‌زیر،پایین below
خمیدن،خمش bend
خمیدگی bent
دركنار،نزدیك beside
دو‌طرفه bilateral
ذره‌،خورده،تكه bit
خالی blank
بلوك block
انسداد blocking
دمیده‌می‌شود blows
بدن هایمان bodies
هردو both
شكستنی breakage
از‌كار‌افتادگی breakdown
پل،بر‌آمدگی bridge
مختصر،كوتاه brief
تابان bright
آوردن bring
شكسته،شكسته‌شده broken
می‌سازند build
لامپ برق bulb
بوسیله‌ی by
كابل cable
توجه‌كردن cansider
قابلیت،توانایی capability
توانا،قابل capable
ظرفیت‌خازنی capacitance
ظرفیت capacity
لایه‌كربن carbon-film
حمل‌كردن carry
مورد case
دسته category
كاتد cathode
سبب،علت caused
باتری،پیل cell
فصل،قسمت،شعبه chapter
مشخصات characteristics
بار‌الكتریكی charge
شیمیایی chemical
گردش،جریان circuit
مدارهای circuits
مربع circular
پایه،گیره clamp
طبقه‌بندی classified
مهربان،بخشاینده clement
انبوه،توده cloud
زغال سنگ coal
ضریب coefficient
سیم‌پیچ coil
نوارهای‌رنگی colored stripes
تركیبات combinations
ملحق‌شدن،تركیب‌شدن combine
می‌آید comes
فرمان command
به‌طور‌عادی commonly
مقایسه،تطبیق comparison
تركیب‌كننده component
اجزاء components
تركیب‌،ساخت composition
متمركز concentrated
ربط concer
بتون concrete
همزمان concurrent
وضعیت conditions
ضریب‌هدایت conductivity
هادی،رسانا conductor
شامل‌بودن،عبارت‌بودن‌از consist
ثابت constant
ساختن‌،بناكردن construct
ساختمان،عمارت construction
همفكری‌كردن،رایزنی‌كردن consult
تماس،اتصال contact
دارا‌بودن contain
ظرفهایشان containers
شامل containing
مقایسه‌كردن contrast
تبدیل‌كردن convert
مس copper
سیم،ریسمان cord
هسته core
اصلاح correction
مترادف corresponding
ارزش،هزینه cost
پنبه،نخ cotton
جرثقیل crane
سطح‌مقطع cross-sectional
فشردن،خورد‌شدن crush
جریان current
پیچ،منحنی curve
عادی،مرسوم customary
سیكل cycle
سد،آب‌بند dam
خسارت damage
مرگ death
دهه،دوره decade
اعشاری decimal
كاهش decrease
تعریف شده defined
تعریف definitions
درجه،رتبه degree
تحویل‌دادن delivering
دلتا‌(مثلث‌) delta
تقاضا،در‌خواست demand
وابسته‌بودن،مربوط‌بودن depends
خالی كردن deplete
ته‌نشین‌كردن deposit
نتیجه‌گرفتن derive
شرح‌دادن describe
تشریح،توصیف description
مقصد،سرنوشت destination
جزئیات detail
توسعه‌دادن develop
پیشرفته،توسعه development
دستگاه،اختراع device
اختصاص‌دادن devote
تشخیص‌دادن diagnose
نمودار diagram
قطر diameter
اختلاف‌داشتن differ
منتشر‌شده،پراكنده diffuse
رقم digit
DC
direct current
جهت،سو،دستور direction
بی فایده disadvantage
بیماری disease
طراحی‌می‌شود disigned
پراكندگی‌كردن dissipate
تلف‌شدن dissipated
فاصله distance
تشخیص‌دادن distinguish
توزیع distirbution
تحریف،اعوجاج distortion
توزیع،پخش distribution
بحث‌كردن disussed
تفسیم،پخش division
دهنده donor
پایین donward
نقطه dot
به‌طور‌نمایشی dramatically
كشیدن drawing
مسیر‌رانندگی driveway
افت،سقوط drop
افتهای ولتاژ drops voltage
باتری‌خشك dry cell
مقتضی،مقرر due
دینام dynamo
هر‌یك each
سهولت،آسودگی ease
اقتصادی economic
جریان‌مخالف eddy
كنار،لبه edge
مار‌ماهی eel
اثر،نتیجه effect
مؤثر effective
بازده‌،فعالیت‌مفید efficiency
بهره‌ور،موثر efficient
برقی‌كردن electrify
الكترومغناطیس electromagnet
عنصر element
رفع‌كردن،حذف‌كردن eliminate
اعمال‌می‌شود embodied
استخدام‌كردن employ
لعاب‌دادن enamel
مواجهه،تصادف encounter
ماشین بخار engine
كاملا entirely
مساوی equal
معادله equation
معادل equivalent
غیر‌قابل‌پیش‌بینی erratic
گریختن،فرار escapes
ضروری،واجب essential
دقیق exact
درست،كاملا exactly
امتحان‌كردن examine
آزمایش examining
تجاوز‌كردن exceed
غیر‌از except
اضافه،زیادی excess
استثناء exclusion
نمایش‌دادن exhibit
موجود‌بودن،بودن exist
وجود،موجودیت existence
مصرف‌كننده expended
مصرف،هزینه expenditure
مصرف expense
آزمایش‌می‌كنند experimenting
تجربه‌كردن experince
توضیح‌دادن explain
بی‌حفاظ expose
امكان،سهولت facility
واقعیت،حقیقت fact
عامل،ضریب factor
وزنه‌در‌حال‌سقوط falling weight
كاهش falls
برمی‌گردد falls back
آشنا familiar
به‌مراتب far
سبك،روش fashion
احساس‌كردن feel
میدان field
شكل figure
رشته،تار filament
براده filing
پركردن،تمام fill
سرانجام،بالاخره finally
چیز‌ثابت fixture
درخشش flash
قابلیت‌انعطاف flexibility
معكوس‌كردن flipping
كف‌زمین floor
گردش،چرخیدن flow
جاری‌شدن flows
جریان flux
ممنوع forbidden
كشیدن force
جنگل،بیشه forest
برای‌همیشه،پیوسته forever
تركیب،تشكیل دادن form
تشكیل formation
جلو،پیش forward
چهارمین fourth
فركانس frequency
مالش،اصطكاك friction
سوخت،غذا fuel
یكسوكننده‌تمام‌موج full-wave rectifier
تابع،وظیفه،عمل function
بنیادی fundamental
بیشتر further
به‌علاوه،از این‌گذشته furthermore
فیوز fuse
فیوز‌نگدارنده fuse holder
obtain
gain=get
گازوئیل gasoline
عام،كلی،عمومی general
تولید‌كردن generate
دادن give
كنترل‌كردن govern
نیروی جاذبه gravity
خاكستری gray
بزرگ،عظیم great
بزرگ great
عمل‌خورد‌كردن‌یا‌آسیاب‌كردن grind
محافظ guard
یكسوكننده‌نیم‌موج half-wave rectifier
تحت كنترل harness
مهاركردن harness
داشتن have
گرما heat
آسمان heaven
اینجا here
بالا‌ترین highest
توده،انباشتن hill
خوردن،اصابت hit
سوراخ hole
افقی horizontal
تنومند،بزرگ‌جثه huge
انسانی human
پسماند hysteresis
روشنایی illumination
توضیح‌دادن illustrate
ابتكار imagination
مقاومت‌ظاهری impedance
ممانعت‌كردن impede
تحت‌تاثیر‌‌قرار‌دادن impress
بهبود،پیشرفت improvement
غیر‌دقیق inaccurate
تابان،درخشان incandesent
افزایش increase
به‌راستی indeed
نشانگر indicates
القاء‌كردن induce
القاء induction
صنعت industry
غیر‌موثر inefficient
بی‌نهایت infinite
تورم inflation
میانی،درونی innermost
ابداع innovation
نصب‌كردن install
تاسیسات installation
در‌عوض instead
وسیله instrument
عایق‌ها insulators
سخت‌كردن،شدید‌شدن intensify
بهره،علاقه interest
مداخله‌كردن interpose
فاصله‌ها intervals
نشان‌دادن introduce
مقدمه introduction
به‌ترتیب inturn
اختراع‌ كرده‌اند invented
نامرئی،ناپدید invisible
درگیر،پیچیده involved
یون ions
اتمهای‌یونیزه‌شده ions-atoms
آهن iron
میله‌آهنی iron bar
آن it
خودش it self
متصل‌كردن joine
مفصل joint
انشعاب،اتصال junction
كشنده،قاتل killer
جنبشی kinetic
دستگیره،دكمه knob
دانستن know
پس‌فاز‌(سلفی‌) lag
ورقه‌ورقه‌كردن laminate
خطوط lanes
طول‌كشیدن last
شبكه،توری lattice
قانون،حق law
خواباندن،دفع‌كردن lay
لایه layer
نشت،كمبود leakage
پایه،پا leg
پایه‌دار،پابلند legged
كمتر less
كاهش‌داده‌می‌شود lessened
اجازه‌می‌دهند lets
بلند‌كردن lift
روشنایی lightning
محدود‌كردن limit
محلی local
متمركز كردن localized
حلقه loop
پایین‌‌‌‌‌‌آوردن،كاستن lower
روغن‌كاری،روان‌سازی lubrication
ساخته شده made
آهن‌ربا magnet
مغناطیسی magnetic
علم‌مغناطیس magnetism
مغناطیسی‌كردن magnetize
مغناطیسی‌شده magnetized
بزرگی،عظمت magnitude
مهم main
اساسی mainly
نگهداری‌كردن،خفظ‌كردن maintain
بزرگ،عمده major
اكثریت majority
راه،روش manner
دستی manual
ساختن manufacture
انبوه،توده mass
تطبیق match
ماده،مصالح material
ماده matter
امكان داشتن may
معنی،مفهوم meaning
معنی‌می‌شود meant
شمرده measured
اندازه‌گیری measuring
مكانیكی mechanical
ساختمان،دستگاه mechanism
عضو member
ذكر‌شده mentioned
سوخت‌و‌ساز metabolism
فلز metal
روش،شیوه method
آسیاب mill
ماده‌معدنی mineral
استخراج‌معدن mining
بیشترین،زیاد‌ترین most
جنبش،تكان motion
سوخت موتور motor spirit
ضرب،افزایش multiplication
ضرب‌كننده multiplier
ماهیچه،عضله muscle
عضلانی muscular
میخ،ناخن nail
باریك narrow
طبیعت،ذات nature
تقریبآ nearly
منفی negative
غفلت‌كردن neglect
هیچ‌یك neither
خنثی neutral
با‌این‌وجود nevertheless
بعد،مجاور،نزدیك next
اختلال،پارازیت noise
پر‌سر‌و‌صدا،خش noisy
غیرخطی nonlinear
غیر‌متغییر nonvariable
هیچ‌یك nor
آگهی،توجه notice
قابل‌ملاحضه noticeable
حال،اكنون now
هسته‌ای nuclear
مهره،چرخ‌دنده nut
چیز،شی object
بدست‌آوردن obtain
بطور‌ آشكار obviously
پركردن occupy
رخ‌دادن،اتفاق‌افتادن occur
پیشنهاد offer
ارائه‌می‌كند offers
خیلی اوقات often
یكبار once
یك‌صد one hundred
عمل كردن operate
به كار انداختن operated
عامل،عملیاتی operating
عمل operation
بهینه optimum
مدار orbit
معمولی،عادی ordinary
نوسان‌ساز oscillator
مال او our
نتیجه outcome
پریز outlet
سرتاسر overall
بسته،بسته‌بندی package
دردناك painful
تابلو،صفحه panel
اندكی،جزئی partially
خرده،ریزه particles
ویژه،خاص particular
عبور pass
گذر،عبور passage
گذشته past
مسیر،راه path
نفوذ‌كردن penetrate
در per
اجرا‌كردن perform
شاید perhaps
دوره،مدت period
تناوبی،دوره‌ای periodically
نفوذ‌ پذیر permeable
شخص،آدم person
بنزین،سوخت petrol
فاز،مرحله phase
پدیده ها phenomena
فیزیكی physical
پزشك physician
یك‌تكه‌شیشه piece of glass
سیاره planet
گیاه plant
طلا platinum
فراوانی،بسیار plenty
متصل‌كردن plugged
اشاره‌می‌كند pointing
فطبش،تمایل‌قطبی polarity
تیر‌چراغ‌برق،دكل pole
متضاد position
مثبت،فطعی positive
پتانسیل‌سنج potentiometer
پودر powder
توان‌كنترلی power-control
تمرین practice
پیشگویی‌كردن predict
جایزه،پاداش premium
موجود،آماده present
فشار pressure
جلوگیری‌كردن prevent
جلوگیری‌می‌كند prevented
قبلی،پیشین previous
اولیه primary
اصلی،عمده principal
اصل،سرچشمه principle
اصول principles
حركت‌كردن proceed
مراحل‌مختلف‌‌چیزی process
تولید شده produced
پیشرفت‌كردن progress
بیان‌می‌شود pronounced
خاص proper
خواص properties
مشخصات properties
خاصیت property
متناسب proportional
حفاظت،محافظ protection
حفاظت‌می‌كند protects
اثبات proves
تهیه‌كردن provide
آماده،تهیه provided
مشروط‌بر‌اینكه providing
ماده provision
هل دادن pull
ضربان pulse
شكل‌موجهای‌پالسی‌و سینوسی pulse forms
خالص،پاك pure
هدف،مقصود purpose
قرار‌دادن put
كیفیت quality
كمیت quantity
سوال question
ریل‌خط‌آهن rail
بالا‌بردن،بالا‌كشیدن raise
مرتب‌كردن،در‌صف‌آوردن range
فوراً rapidly
میزان،نرخ rate
ارزیابی‌‌‌‌‌شده،مجاز rated
ترجیحآ rather
نسبت،سهم ration
پرتو ray
رسیدن‌به reach
واكنش،انعكاس reaction
آماده‌كردن،حاضر‌كردن ready
دلیل reason
گیرنده،گوشی receiver
مستطیل rectangular
یكسو سازی rectification
یكسو‌كننده rectifier
دوباره‌پخش‌كردن redistributes
كم‌كردن،كاستن reduce
مراجعت‌كردن refer
مراجعت‌كردن refer
صرف‌نظر‌از regardless
منطقه،ناحیه region
ناحیه regions
تنظیم‌كردن regulate
وابسته relating
نسبت relations
ارتباط relationship
آزادسازی releasing
قابلیت‌اطمینان reliability
دفع‌ كردن repel
نماینده represent
نشان‌می‌دهد represented
دفعی repulsion
نیاز‌داشتن،لازم‌داشتن require
مخزن،مخزن‌آب reservoir
صمغ resin
مقاومت resistance
مقاومت resistive
به‌ترتیب respectively
مسئول،عهده‌دار responsible
محدود،محدود‌كردن restricting
محدودیت restriction
نتیجه result
وارانه،معكوس reverse
انقلاب revolution
رماتسم،جریان rheumatism
سفت‌و‌سخت rigid
loop
ring
افزایش rises
دزدیدن،ربودن rob
وظیفه role
غلتك roller
اهل‌روم roman
طناب،ریسمان rope
چرخش rotate
مالیدن‌،پاك‌كردن rub
لاستیك rubber
قاعده،دستور rule
دونده running
بی‌خطر safely
یكسان same
دید saw
علم science
علم،دانشمند scientist
ثانویه secondary
بخش،قسمت section
نیمه‌هادی semiconductor
جداگانه separate
جدی،مهم serious
به كار رفتن serves
تعمیركردن،خدمت service
دستگاه set
سخت،سخت‌گیر severe
میله shaft
به‌شكل‌در‌آمده shaped
غلاف،جلد sheath
laminate
sheet
لایه shell
تغییر‌مكان shift
مهم significant
مانند similar
همزمان simultaneous
زیرا since
منفرد،واحد single
وضعیت situation
لغزنده sliding
آهسته slowly
سطح‌صاف smooth
مار snake
اینطور so
نرم،لطیف soft
خاك soil
سیم‌پیچ solenoid
حالت‌جامد solid-state
حل solution
یك‌جایی somewhere
بزودی،زود soon
متخصص‌شدن specialize
مخصوص specific
سرریز spillway
فنر spring
حالت state
ساكن static
ایستگاه،جایگاه station
بخار steam
فولاد steel
كاهنده step-down
افزاینده step-up
پله‌دار stepped
چسبنده sticky
خاموش،آرام still
موجودی stock
سنگ،هسته stone
انباشته شده،ذخیره شده stored
مستقیم straight
درست straightforward
سرگردان stray
برخورد‌كردن strike
نیرومند strong
ساخت،تركیب structure
مطالعه study
ماده ای sub stance
قرار‌گرفتن subjected
خیلی‌كوچك subminiature
جسم،جوهر substance
اینطور،چنین such
جمع‌كردن sum
شاهراه superhighway
تغذیه‌می‌شود supplied
منبع supply
فرض‌كردن suppose
مطمئن sure
خط مستقیم surface
از‌میان‌برداشتن surmount
احاطه‌شدن surrounded
نماد symbols
اشغال شدن take up
زبانه tap
فن،شیوه technique
گرفتن teke
دما،درجه‌حرارت temperature
تحت‌فشار tension
نهایی،انتهایی terminal
اصطلاح terms
سومی tertiary
كه that
خودشان themselves
بنا‌براین therefore
گرمایی،حرارتی thermal
چیز thing
آنها those
هزار thousand
از میان through
رعد‌آسا،غرش thunder
توفان thunderstorm
بنابراین thus
محكم‌كردن tighten
كوچك tiny
برای to
با‌هم،بایكدیگر together
صدا،آهنگ،لحن tone
مقدار‌بسیار‌كم too few
بطرف toward
آینده،روی toward
تغییر‌شكل‌یافتن transform
مبدل transformer
انتقال،عبور transmission
خط‌انتقال transmission line
انتقال‌دادن transmit
انتقال‌دادن،رساندن transmit
جابجایی traveling
راه‌انداختن trigger
درست true
راستی،صدق truth
به‌شكل‌بشكه tun
نوبت،چرخش turn
دو‌ بار،دو مرتبه twice
پیچیدن twist
پیچانده‌شده twisted
نمونه‌ای typical
بی‌خبر unaware
ناخواسته undesirable
متاسفانه unfortunately
یك‌جهته،یك‌سویه unidirectional
یك‌طرفه unilateral
واحد،میزان unit
جهان،عالم universe
نا‌معلوم unknow
بی‌شباهت unlike
غیر‌معمولی unusual
به‌مجرد،به‌محض upon
ما‌را،به‌ما us
مورد‌استفاده utility
استفاده‌كردن‌از utilize
ناپدید‌شدن vanish
گوناگون various
تغییر‌دادن vary
تغییرات varying
بردار vector
وسایل‌نقلیه vehicle
تنوع versatility
عمودی vertical
پر‌زور،نیرومند vigorous
بنفش violet
واقعآ virtually
واقعی virtul
حجم volume
آسیاب آبی water wheel
شكل‌موج‌ها waveforms
وزن،چیزسنگین weight
چرخ wheel
هرگاه whenever
از‌آنجائیكه whereas
كه‌به موجب whereby
كه which
سوت،سوت‌زدن whistle
تمام whole
خواست،اراده will
باد wind
سیم‌پیچ winding
آسیاب بادی windmill
جارو‌كردن wiper
جاروبك wiper arm
مقاومت‌سیمی wirewound
با with
در‌داخل،درون within
داخل within
به‌هر‌طور within
تحمل‌كردن withstand
پشم wool
ارزش،قیمت،بها worth
پیچاندن wound
چرخانده‌شده‌اند wound up
نوشتاری،كتبی written
ستاره wye
هنوز،تا آن زمان yet
حاصل،محصول yield
صفر zero